ضرورت بازخوانی روزآمد از نهضت حسین ابن علی ( ع )
آیا عزاداری ما برای حسین ابن علی علیه السلام مطابق و متناسب با تعریفی است که اسلام علوی از رابطه ما با امامان ارایه کرده است؟
آیا عزاداری با شکل و محتوایی که امروز شاهد آن هستیم هم وزن شان و منزلتی است که از نهضت حسین (ع) سراغ داریم؟
آیا هم اکنون نهاد عزاداری دارای آنچنان ظرفیتی است که بتواند نیازهای تربیتی و اعتقادی نسل جدید را پاسخ گوید؟
مدتی است که هر سال در آستانه ماه محرم ، عزاداری در شیوه و محتوا به دغدغه فکری عمده محافل عتمی – دینی تبدیل می شود. حجم بدعت ها و انحرافات که در عزاداری ها ، بر نهضت حسینی تحمیل می شود آنچنان گسترده شده است که کم کم راهنمایان دینی را نیز از حلقه محافظه کاری بیرون کشیده و آنه را به عکس العمل واداشته است. به راستی مقصر کیست :
1- عامه مردم
2- راهنمایان و نخبگان دینی که وظیفه ارشاد و هدایت را بر عهده دارند
3- کم مایگی و ظرفیت محدود نهضت حسین ابن علی (ع) و بالمأل مکتب اهل بیت علیهم السلام؟
آنهایی که اندک نگاه منصفانه توأم با عقل و خرد به مکتب اهل بیت علیهم السلام داشته اند در رد پاسخ سوم شک و تردید به خود راه نمی دهند . مکتب امامت و اهل بیت علیه السلام علی رغم اینکه در طول تاریخ همواره مورد بی مهری و هجمه شدید قرار داشته است با این حال دارای آنچنان ظرفیتی است که توانسته گاه حتی جوامع غیر مسلمان را هم تحت تاثیر قرار دهد.
به باور نگارنده راهنمایان دینی در مشکلات امروز که در نهاد عزاداری ، برداشت عامیانه از نهضت حسین ابن علی (ع) و بالمال مکتب امامت سراغ داریم سهم بیشتری دارند.
بدون شک تاکنون عدم حضور روحانیون در دستجات عزاداری توجه شما را به خود جلب کرده است . این غیبت برای عامه مردم جای سوال بوده است و به زبان عامیانه می پرسند : براستی اگر سینه زنی و زنجیر زنی در مصیبت امام سوم شیعیان مستوجب ثواب الهی است چرا روحانیت در این ثواب شریک نمی شوند؟!
به زعم اینجانب حضور نه چندان چشمگیر روحانیت در عزاداری ها نوعی اعتراض به برخی از شیوه های بدعت آلود عزاداری است . این غیبت و حضور نه چندان گسترده نتایج ذیل را به دنبال داشته است:
- افزایش بدعت ها و انحرافات در مراسمات عزاداری
- خلاء عالمان دینی در نهاد عزاداری را گروهی پر کرده اند که اگر چه نیت آنها نیک و پسندیده است ولی در علم و آگاهی دینی آنها باید تردید جدی داشت.
- در اثر این غیبت عرصه برای معاندان مکتب اهل بیت علیهم السلام فراخ و گسترده گردیده است تا بدعت ها و انحرافات را در این نهاد جای داده و به مقصود خویش دست یابند.
واقعیت این است که معرفی مکتب اهل بیت علیهم السلام متناسب با مقتضیات زمان و نیازهای مخاطبان نبوده است. این بحران بویژه در طول سالهای گذشته که کشور ما همگام با تحرکات جهانی تحول شگرفی را در زمینه بارش اطلاعات شاهد بوده بیش از پیش هویدا گردیده است. نسل امروز بر خلاف نسل های گذشته از تنبلی فکری رها شده و در استفاده از عقل و خرد، شور و اشتیاق فراوان از خود نشان می دهد.هر یک از ما در حلقه خانواده نمایند ه ای از این نسل را داریم که همواره کنجکاوی ، هوش و درک بالای آنها ما را به تفاوت معرفتی نسل امروز با نسل گذشته واقف ساخته است. براستی تعاریف و تفاسیر ما از مکتب اهل بیت علیهم السلام و به ویژه نهضت حسین ابن علی (ع) عطش آنها را نسبت به درک "حقایق" فرو می نشاند؟!
عزاداری یک وسیله است و نه هدف ؛ وسیله ای برای بازگویی تعالیم ارزشمند نهضت حسینی. پویایی تعالیم مکتب امامت توسط عالمان دینی می تواند در شیوه و ماهیت عزاداری ها موثر واقع شود و این نهاد را از بی مایگی ، بدعت ها و انحرافات رهایی بخشد. اگر نهاد عزاداری امروز آنچنان که باید و شاید نمی تواند در نسل جدید تحول ایجاد نماید و آنها را تحت تاثیر شایسته و پایدار قرار دهد باید علت آن را در قصور راهنمایان دینی جستجو کرد. متاسفانه امروز بجای آنکه آموزش های ائمه اطهار را در حوزه های فکری ، فلسفی ، اخلاقی و حقوقی برابر با گفتمان روز ارائه دهیم راه آسان را در پیش گرفته و از امام می خواهیم تا مرده زنده کند! آیا تشیع این است؟!!! تشیع یک میراث فکری و فرهنگی عظیم است ، پیام اخلاق و معنویت و روحانیت اسلام است. تفسیر بلند و عرفانی و عاشقانه از خدا و از جهان ، از رابطه خدا با جهان و رابطه انسان با خداست. اخلاق اجتماعی تشیع GOLDEN RULE است که فقط در تفسیر علوی اسلام می توان آن را یافت : " إجعل نفسک میزانا" فیما بینک و بین غیرک فاحب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها و استقبح من نفسک ما تستقبحه من غیرک "، همان اصلی که امروز مسیحیت آنقدر روی آن تبلیغ می کند و آن را اصل زرین تعلیمات مسیحی می داند و دین شناسان غربی هم بخاطر بی اطلاعی از نسخه علوی اسلام هم آواز با کلیسا می پندارند که آن مختص مسیحیت است و در هیچ آئین و دین دیگری وجود ندارد.
در پایان به دو حدیث اشاره می کنیم :
حدیث مشهوری که به نقل از پیامبر اکرم (ص) در مقدمه صحیح مسلم و بسیاری از مآخذ دیگر حدیث اهل سنت و در مآخذ شیعی آمده است که :
"یحمل هذاالعلم من کل خلف عدول ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تاویل الجاهلین."
حدیث دیگر از امیرالمومنین علی (ع) به روایت امام زین العابدین در کامل ابن عدی و میزان الاعتدال ذهبی آمده است:
" یوشک أن یأتی علی الناس زمان خراب من الهدی ، فقهاؤهم شرمت ادیم السماء من عندهم خرجت الفتنه و فیهم تعود."
در این دو حدیث سخن از دو گونه زمان و جامعه است ؛ زمانه و جامعه ای که پیرو ارشاد و دانش رهبران دینی و نخبگان صاحب صلاحیت خود است و تعلیمات مذهبی خود را از آنان می گیرد و زمانه و جامعه ای که خود سر است و رهبران و نخبگان خود را نیز به تباهی می کشاند.
بدون شک رسالت راهنمایان دینی در این برهه از زمان که افکار انسان ها در اثر پیشرفت وسایل ارتباطی در معرض بارش شدید ایده ها، افکار ، اطلاعات و اعتقادات گوناگون قرار گرفته است باید بر این تعلق گیرد که با درک صحیح از شرایط زمان و ویژگی های مخاطبان ، مرام نامه "روزآمد" و مبتنی بر "خرد" برای اسلام علوی و حسینی تدوین نمایند. چنین مرام نامه ای می تواند چشمه جوشانی باشد که به عزاداری ها رونق و غنا بخشیده و از سوی دیگربازار مکاران، غالیان ، قشری گرایان و محترفین را در این عرصه ناکارآمد نماید.