تبليغاتX
بی رنگ بی رنگ

بی رنگ بی رنگ

سیاست، اجتماع، روزنامه نگاری

                               بیست و پنج سال دوستی با دکترپیرموذن

 

من سابقه بیست سال و اندی دوستی با دکتر پیرموذن را دارم . از مشوقین و مسببین اصلی ورود وی به پارلمان بودم. در نشریه آوای اردبیل که مدیر مسئولی آن را بر عهده دارم ، سالهای متمادی حضور دکتر در مجلس ، اغلب مدافع دیدگاه های ایشان بودم و بطور مرتب مصاحبه ها و دیدگاه های او را در نشریه منعکس نموده ام. تا لحظه تایپ این مطلب هم با او از طریق ایمیل در ارتباط هستم. از این چند جمله چه برداشت کردید؟!!! به نظر شما چه نتیجه ای می خواهم بگیرم؟!!!

نه ! اگر تصور می کنید که در صدد هستم تا اکنون از او بطور کلی برائت بجویم سخت در اشتباه هستید. در عرصه سیاست اینکه رقبا او را بعد از مصاحبه با  VOA   با الفاظی همچون جاسوسی ، خیانت و... به تیر تهمت بستند تعجبی نیست ! تعجب ازبرخی دوستان و هم خطی های دکتر در پارلمان است که شتاب زده او را از خود راندند بدون اینکه به دستها و عواملی که او را به سوی شبکه VOA  راند اشاره ای بکنند ؛ مجید انصاری، تابش ، جلودارزاده، شهباز خانی و شجاع پوریان را می گویم! من نیز وقتی مصاحبه دکتر را از صدای آمریکا شنیدم دلم گرفت و تاسف خوردم. قبل از مصاحبه هم دکتر نظر مرا در این مورد خواست که به شدت مخالفت کردم ، اما باز دلایل را برای اینکه از دوستی با دکتر دست بکشم کافی نمی بینم. من هنوز هم او را یک مسلمان و دلسوز کشورم میدانم . من هنوز هم او را کسی میشناسم که دلش تاب زجرها و ضجه های مردم کشورش را که با گرانی و فقر دست و پنجه نرم میکنند ندارد. براستی چرا دکتر چنین کرد؟!!! چه عامل یا عوامل اصلی مسبب این قضیه هستند؟!!! پاسخ این سوال بماند برای فرصت مناسب . دوست دارم دیدگاه های شما را در این رابطه داشته باشم.      

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

                                       بگذاريد آراي مردم بگويد ‘ دكتر پيرموذن كيست !

 

200 متر بالاتر از ميدان سعادت آباد ‘ بيمارستان مدرس محل كار دكتر پيرموذن است ؛ بيمارستاني آموزشي و دولتي. اطاق كار دكتر در طبقه پنجم ‘ انتهاي راهرو ‘ اطاق كوچكي است به عرض 5/1 متر و به طول 3 متر. اين اطاق براي قريب به اتفاق اردبيلي هايي كه بخاطر مشكلات گوناگون به ويژه مداواي بيمار‘ گذرشان به بيمارستان مدرس افتاده محلي آشناست؛ اطاقي ساده ‘ كوچك و بدون تزئيناتي كه معمولا" در اطاق دكترها مي بينيد حتي ساده تر از اطاق يك كارمند معمولي! منشي هم ندارد قبل از شعارهاي احمدي نژاد در او به روي همه باز بوده است ! گاه ديده ام كه مراجعه كننده ها به اطاقش سرك كشيده ‘ برگشته و گفته اند: نه بابا اينجا نيست !!!

دكتر پيرموذن فوق تخصص جراحي توراكس را از آمريكا گرفته است ‘ او مطب شخصي ندارد ‘ با هيچ بيمارستان خصوصي هم قرارداد ندارد ‘ محل طبابت او همان بيمارستان مدرس است ‘ پول زير ميزي هم نمي گيرد ‘ نيازي نيست كه براي اين گفته ها دليل و سند بياورم ‘ باورش براي اردبيلي ها سخت نيست چون شايد خانواده اي در اردبيل نباشد كه گذرش به بيمارستان مدرس نيفتاده باشد!

خيلي ها مرا آدم صبوري مي دانند ولي هر گاه گذرم به اطاق دكتر پيرموذن در بيمارستان مدرس مي افتد دقايقي نگذشته كاسه صبرم لبريز مي شود ‘ كلافه مي شوم ‘ او مي خندد و مي گويد : كار هر روز من همين است.

مراجعه كننده هايش فقط اردبيلي ها نيستند ؛ تهراني‘ شمالي ‘ كرد ‘ لر و... هر كسي كه در بيمارستان مدرس دنبال گوش شنوايي است ‘ دنبال دكتر خداشناس و دلسوزي است ‘ دنبال دل مهرباني است در اطاق دكتر پيرموذن را مي كوبد. شنبه ‘ دوشنبه و پنج شنبه بي هيچ محدوديتي مي تواني دكتر را ملاقات كني. او صريح و صادق است به مراجعه كننده ها مي گويد : براي بيكارها و متقاضيان وام كمكي از دستم بر نمي آيد نامه هم بدم ترتيب اثر نمي دهند بقيه بمانند بخصوص مريض ها ‘ تا آخرين مراحل درمان كنارشان هستم نگران هزينه هاي سنگين درمان هم نباشيد. كادر اداري و درماني بيمارستان مدرس از دست دكتر و مراجعه كننده هايش كلافه شده اند ؛ تخفيف ‘ زود بستري شدن ‘ تسريع در انجام آزمايشات ‘ توصيه به پزشكان و... عناوين كارهايي هستند كه دكتر براي بيمارانش از كادر بيمارستان درخواست مساعدت ميكند. مريض و مراجعه كننده؛ سفارش شده و سفارش نشده ‘ براي او هيچ تفاوتي نمي كند ؛ ديده ام نامه هاي توصيه را مي گيرد و بدون اينكه آنها را بخواند روي ميزش مي گذارد.

من سابقه دوستي ديرينه با دكتر پيرموذن را دارم در خلوت و جلوت با او بوده ام يكبار نشنيدم كه او حسرت داشتن يك بيمارستان خصوصي و يا يك مطب شخصي را بخورد. فراموش نكنيد كه ما در دهه شصت نيستيم دهه هشتاد است و امروز خيلي از آقاياني كه ادعاهايشان گوش فلك را پر كرده به مقتضاي تحصيلات ‘ حرفه و موقعيت دولتي ‘ دكاني راه انداخته اند؛ از مدرسه خصوصي گرفته تا بيمارستان خصوصي ‘ از كارخانه گرفته تا... حتي بعضي ها فكر روز مبادا را هم كرده اند و در يكي از بلاد غرب و عرب جاي پايي براي خود درست كرده اند! رسيدن به همه اينها براي دكتر پيرموذن زياد سخت نيست چشم به هم زدني براي او اين امكان وجود دارد كه در آمريكا يا يكي از كشورهاي اروپايي سكني گزيند. باور كنيد خيلي ازاين مدعياني كه سنگ اسلام و دين و قران و انقلاب را به سينه مي زنند اگر دانش ‘ تخصص و موقعيت دكتر پيرموذن را داشتند لحظه اي درنگ نمي كردند و به قافله فرار مغزها مي پيوستند.

در آستانه انتخابات دوره ششم مجلس من با كانديداتوري مجدد دكتر مخالف بودم همزمان رياست بيمارستان ايران در دبي به وي پيشنهاد شده بود ‘ نظر من اين بود كه بپذيرد و از كانديداتوري مجدد صرف نظر كند. دلايل واقعي اين مخالفت را هرگز به دكتر نگفتم اكنون مي گويم : ترسم اين بود سرانجام بلاي سر او آورند كه عطاي اردبيل و اردبيلي را به لقايش بخشد و مثل دكتر نايبي وقتي به ناچار گذرش به اردبيل مي افتد وارد شهر نشود و از كمربندي عبور كند! مي خواستم دكتر با همين روحيه  باقي بماند كه با اسم اردبيل و اردبيلي تمام عواطفش به جوش آيد. من از كساني بودم كه در آستانه انتخابات دوره پنجم تشويق كردم كه كانديدا شود ولي اكنون هم مثل چهار سال پيش با كانديداتوريش مخالف بودم به همان علتي كه گفتم.

خودش در علت كانديداتوريش براي مجلس ششم مي گفت : هنوز بهداشت و درمان اردبيل نياز به كمك دارد و من در كميسيون بهداشت و درمان ميتوانم ياريگر باشم.

دكتر پيرموذن را هيچ گاه كثرت مراجعه كننده هاي بيمار كلافه و خسته نكرد اما اين اواخر او را بسيار خسته و بي انگيزه مي ديدم خودش علت اين خستگي را چنين مي گفت: مجلس از راس امور به حضيض ذلت افتاده است! همان چيزي كه خوش چهره ( از حاميان پر و پا قرص احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري ) و افروغ ( ديگر نماينده اصول گراي تهران ) به آن اعتراف كرده اند.

چند روز پيش شنيدم كه دكتر پيرموذن را به استناد بندهاي 1 و 3 رد صلاحيت كرده اند يعني به دليل عدم " اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه " ‘ عدم " التزام عملي به اسلام " و"عدم اعتقاد به قانون اساسي ". براستي دكتر پيرموذن آنچنان كه مردم مي شناسندش زيبنده اين اوصاف است؟!!! اگر آقايان راست مي گويند فرصت دهند تا نام دكتر پيرموذن در محك آراي مردم قرار گيرد ‘ بدون شك شعور مردم از شعور فرماندار ‘ استاندار و هيات اجرايي اردبيل بالاتر است ‘ بگذاريد آرا مردم سخن گويد كه : دكتر پيرموذن كيست.

من با هرگونه قهرمان پروري مخالفم و دنبال قهرمان كردن دكتر هم نيستم . چند وقت پيش كه عده اي سعي مي كردند چون يك قهرمان او را به صحنه انتخابات بكشانند با آن شيوه مخالفت كردم (در همين وبلاگ مطلب : "آفتابي لب درگاه شماست/ كه اگر در بگشائيد به رفتار شما مي تابد" را بخوانيد). او را يك آدم متوسط مي دانم مثل هر آدم متوسط ديگر داراي خطا ‘ اشتباه و گناه ‘ ولي باور دارم آنهايي كه امروز در مورد دكتر قضاوت مي كنند حالا حالاها بايد بدوند تا ...

شايد اين مطلب وقتي در نشريه چاپ شود كه هيات نظارت صلاحيت دكتر را تائيد كند ولي از منظري كه من اين مطلب را نوشتم تفاوتي نمي كند رد صلاحيت وي تا ابد در كارنامه اعضاي هيات اجرايي ثبت گرديد و باز نقطه سياه ديگري از بي مهري اردبيل با فرزندان فرهيخته اش در تاريخ ثبت شد!!!

   

   

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

چهارشنبه، سوم بهمن ماه در حالي كه محافل سياسي از رد صلاحيت گسترده كانديداهاي انتخابات دوره هشتم مجلس در شوك به سر مي‌برد، سعيد جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي سعي در اقناع افكار نمايندگان پارلمان اروپا داشت كه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران صلح آميز بوده و از سوي ديگر تلاش مي‌كرد تا باور اروپايي‌ها را بر اين استوار سازد كه نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران، نظامي است دمكراتيك كه بر آراي مردم تكيه دارد. وي در اين خصوص به "ثبات سياسي" كشورمان اشاره كرده نشانه‌هاي آن را مشاركت گسترده مردم و رقابت كانديداها در انتخابات دانست و در ادامه تاكيد كرد: اين روند را مي‌توانيد در انتخابات مجلس هشتم نيز شاهد باشيد!

شايد هنوز خبر رد صلاحيت گسترده اصلاح طلبان در هيات‌هاي اجرايي به گوش جليلي نرسيده بود كه وي در اثبات ثبات سياسي كشور به «رقابت كانديداها» اشاره مي‌كرد، رقابتي كه با وضع پيش آمده بيشتر به يك افسانه ‌مي‌ماند تا واقعيت.

آنچه در بيان دبير شواري عالي امنيت ملي در خصوص ثبات سياسي آمده است در دانش سياسي داراي منطقي محكم و استوار است. تجربه انتخابات‌هاي گذشته هم نشان داده است كه هرگاه مجال حضور براي كانديداهاي طيف‌هاي فكري مختلف داده شده، مشاركت مردم قابل توجه بوده است.

كشور ما هم‌اكنون در مرحله حساسي قرار گرفته است. محافل خارجي در تلاش هستند تا با مستمسك قرار دادن پرونده هسته‌اي، قطعنامه سوم را در شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران به تصويب رسانند. علي رغم اينكه رئيس دولت نهم قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را كاغذ پاره مي‌داند با اين وجود دستگاه ديپلماسي وي در تلاش است تا از تصويب چنين قطعنامه‌اي جلوگيري بعمل آورد چرا كه بازتاب مشكلات ناشي از دو قطعنامه سابق بر فعاليت‌هاي سياسي و اقتصادي كشور آشكار گرديده است. بدون شك رد صلاحيت گسترده اصلاح طلبان و كانديداهاي ساير جناح‌ها مي‌تواند مستمسك ديگري براي محافل خارجي باشد تا نظام جمهوري اسلامي ايران را نظامي معرفي كنند كه به قواعد دمكراسي پاي‌بند نبوده و با عناوين مختلف در صدد است نقش آراي مردم را در تعيين سرنوشت خويش كم رنگ سازد. در اين فضا اثبات اين موضوع كه فعاليت‌هاي هسته‌اي نيز فاقد پشتوانه مردمي است، بسيار آسان مي‌باشد. ارايه چنين تصويري از نظام سياسي ايران حتي براي دولت نهم نيز خوشايند نيامده است به همين خاطر دبير شوراي عالي امنيت ملي در برابر سوالات برخي از نمايندگان پارلمان اروپا در خصوص انتخابات هرگز پاسخ نداده است كه «به شما مربوط نيست» يا «در امور داخلي كشورمان دخالت نكنيد» بلكه وي همواره تلاش كرد تا بارها با استفاده از كلمه دمكراسي (كلمه ناخوشايند احمدي‌نژاد)، افكار نمايندگان پارلمان اروپا را قانع سازد كه نظام سياسي ايران مبتني بر آراي مردم است و به اصول و قواعد دمكراسي پاي‌بند مي‌باشد.

عنصر ديگري كه در ثبات سياسي داراي اهميت فراوان است، موضوع "اعتماد ملي "است اينكه مردم به چه ميزاني نسبت به نظام و گردانندگان آن اعتماد دارند، تاثير مستقيم بر ثبات سياسي كشور دارد.

هم اكنون بيش از سه هزار نفر از داوطلبين انتخابات مجلس هشتم رد صلاحيت شده‌اند تعداد قابل توجهي از اين افراد داراي سابقه نمايندگي مجلس، تصدي فرمانداري و شهرداري و مدير‌يت‌هاي جزء و كلان مي‌باشند هم چنين تعداد زيادي از رد صلاحيت شده‌ها داراي سوابق مبارزاتي در دوره ستم شاهي، حضور در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل، جانباز و يا از خانواده شهدا هستند. اكنون جاي طرح اين سوال باقي است كه اگر اين افراد اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ندارند پس وضعيت در بين ساير اقشار مردم چگونه است؟

با اين وضع آيا نبايد به افكار عمومي اجازه داد كه از خود بپرسند: واي بر ما كه چنين مديران و نمايندگاني داشته‌ايم و آيا افكار عمومي قضاوت هيات‌هاي اجرايي در مورد كانديداها را به ساير مديران و مسئولين كشور نيز تسري نخواهد داد؟ نتيجه چنين اقداماتي چيزي جز خدشه در اعتماد مردم نسبت به گردانندگان نظام نيست، اعتمادی كه امروز بيش از روزهاي ديگر كشور ما بدان نياز دارد. اميد است در روزهاي باقي مانده تا انتخابات، هيات‌هاي نظارت و شوراي نگهبان نه براساس منافع جناحي و برداشت‌هاي فردي بلكه براساس منافع اسلامي و ملي، اشتباهات هيات‌هاي اجرايي را جبران كرده زمينه حضور گسترده مردم را در انتخابات مجلس هشتم فراهم آورند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

                                       آفتابی لب درگاه شماست

                                       که اگر در بگشائید به رفتار شما می تابد

 

این متن پیامکی ( sms ) است که در روزهای گذشته روی صفحه تلفن همراه برخی از شهروندان اردبیلی ظاهر گشت :

"( به همه ارسال کنید ) به دکتر (1) sms   کنین و ازش بخواهین که مردم اردبیل را به دست ناکسانی چون (2) نسپاره و کاندید مردم بشود. ( شماره تلفن همراه 1 )"

 

1-   تهیه کنندگان پیامک: با بررسی گرایش سیاسی آقایان 1 و 2 ( برای مراعات احترام و ادب بجای اسم آقایان مذکور در پیامک از شماره اسفاده کرده ایم ) آشکار می شود فرد یا افرادی که اقدام به تهیه پیامک کرده اند از طیف سیاسی اصلاح طلبان می باشند.

2-   هدف تهیه کنندگان پیامک : تلاش برای ورود فرد (1) با گرایش اصلاح طلبی و ممانعت از ورود فرد (2) با گرایش اصول گرایی به مجلس.

3-   نکته مهم پیامک : با اندکی تأمل در متن پیامک متوجه خواهید شد که تهیه کنندگان  بیش از آنکه به فکر کاندیداتوری و ورود به مجلس فرد (1) اصلاح طلب باشند بیشتر حذف فرد (2) اصول گرا را دنبال می کنند.

4-   پیام اخلاقی پیامک : از دیدگاه این تعداد از اصلاح طلبان ( تعمیم نمی دهیم ) جایی که قرار است یک نماینده از اصلاح طلبان وارد مجلس شود و نماینده اصول گرایی حذف شود زیر پا گذاشتن ادب و اصول اخلاقی جایز می باشد. استفاده از کلمه " ناکس " گواه این مدعاست.

5-   پیام اجتماعی پیامک : تهیه کنندگان پیامک به ظاهر سخنگویی مردم اردبیل را بر عهده دارند و در مقام تشخیص صلاح و مفسده مردم هستند.

6-      پیام سیاسی پیامک : از قواعد بازی سیاسی این است که هر وقت کم آوردید می توانید به تخریب رقیب متوسل شوید.

لطفا" تلفن همراه خود را در دسترس قرار دهید تا پیامک " اینجانب " را دریافت نمائید :

1-   دوره قهرمان پروری و توسل به قهرمانان برای نجات مردم گذشته است بزرگ ترین گره مشکلات به دست افرادی از مردم متوسط باز شده است . هشت سال دفاع مقدس شاهد مدعای ماست.

2-      رعایت ادب در کلام و رفتار از هنجارهای جامعه ماست به این هنجارها احترام بگذاریم.

3-      انحصار گرا نباشیم و اجازه دهیم تا روز انتخابات مردم صلاح خود را تعیین کنند.

4-   اگر به " عبور از خاتمی " و " خروج از حاکمیت " اعتقاد ندارید ( ما اعتقاد نداریم ) توصیه های اخلاقی آقای خاتمی را جدی بگیریم ، به مرام نامه حاکمیت یعنی قانون اساسی احترام بگذاریم و رفتار مدنی داشته باشیم.

5-   به آحاد مردم احترام بگذاریم ؛ به ویژه خانواده های دل سوخته شهدا که در راه حفظ آب و خاک این کشور از جان عزیزانشان مایه گذاشته اند.

6-      تلاش کنیم تا سیاستمان اخلاقی شود نه اخلاقمان سیاسی .

7-     از گذشته عبرت بگیریم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:56 قبل از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

                               ضرورت بازخوانی روزآمد از نهضت حسین ابن علی ( ع )

 

آیا عزاداری ما برای حسین ابن علی علیه السلام مطابق و متناسب با تعریفی است که اسلام علوی از رابطه ما با امامان ارایه کرده است؟

آیا عزاداری با شکل و محتوایی که امروز شاهد آن هستیم هم وزن شان و منزلتی است که از نهضت حسین (ع) سراغ داریم؟

آیا هم اکنون نهاد عزاداری دارای آنچنان ظرفیتی است که بتواند نیازهای تربیتی و اعتقادی نسل جدید را پاسخ گوید؟

مدتی است که هر سال در آستانه ماه محرم ، عزاداری در شیوه و محتوا به دغدغه فکری عمده محافل عتمی – دینی تبدیل می شود. حجم بدعت ها و انحرافات که در عزاداری ها ، بر نهضت حسینی تحمیل می شود آنچنان گسترده شده است که کم کم راهنمایان دینی را نیز از حلقه محافظه کاری بیرون کشیده و آنه را به عکس العمل واداشته است. به راستی مقصر کیست :

 

1-  عامه مردم

2-  راهنمایان و نخبگان دینی که وظیفه ارشاد و هدایت را بر عهده دارند

3-  کم مایگی و ظرفیت محدود نهضت حسین ابن علی (ع) و بالمأل مکتب اهل بیت علیهم السلام؟

 

آنهایی که اندک نگاه منصفانه توأم با عقل و خرد به مکتب اهل بیت علیهم السلام داشته اند در رد پاسخ سوم شک و تردید به خود راه نمی دهند . مکتب امامت و اهل بیت علیه السلام علی رغم اینکه در طول تاریخ همواره مورد بی مهری و هجمه شدید قرار داشته است با این حال دارای آنچنان ظرفیتی است که توانسته گاه حتی جوامع غیر مسلمان را هم تحت تاثیر قرار دهد.

به باور نگارنده راهنمایان دینی در مشکلات امروز که در نهاد عزاداری ، برداشت عامیانه از نهضت حسین ابن علی (ع) و بالمال مکتب امامت سراغ داریم سهم بیشتری دارند.

بدون شک تاکنون عدم حضور روحانیون در دستجات عزاداری توجه شما را به خود جلب کرده است . این غیبت برای عامه مردم جای سوال بوده است و  به زبان عامیانه می پرسند : براستی اگر سینه زنی و زنجیر زنی در مصیبت امام سوم شیعیان مستوجب ثواب الهی است چرا روحانیت در این ثواب شریک نمی شوند؟!

به زعم اینجانب حضور نه چندان چشمگیر روحانیت در عزاداری ها نوعی اعتراض به برخی از شیوه های بدعت آلود عزاداری است . این غیبت و حضور نه چندان گسترده نتایج ذیل را به دنبال داشته است:

 

-  افزایش بدعت ها و انحرافات در مراسمات عزاداری 

- خلاء عالمان دینی در نهاد عزاداری را گروهی پر کرده اند که اگر چه نیت آنها نیک و پسندیده است ولی در علم و آگاهی دینی آنها باید تردید جدی داشت.

-  در اثر این غیبت عرصه برای معاندان مکتب اهل بیت علیهم السلام فراخ و گسترده گردیده است تا بدعت ها و انحرافات را در این نهاد جای داده و به مقصود خویش دست یابند.

 

واقعیت این است که معرفی مکتب اهل بیت علیهم السلام متناسب با مقتضیات زمان و نیازهای مخاطبان نبوده است. این بحران بویژه در طول سالهای گذشته که کشور ما همگام با تحرکات جهانی تحول شگرفی را در زمینه بارش اطلاعات شاهد بوده بیش از پیش هویدا گردیده است. نسل امروز بر خلاف نسل های گذشته از تنبلی فکری رها شده و در استفاده از عقل و خرد، شور و اشتیاق فراوان از خود نشان می دهد.هر یک از ما در حلقه خانواده نمایند ه ای از این نسل را داریم که همواره کنجکاوی ، هوش و درک بالای آنها ما را به تفاوت معرفتی نسل امروز با نسل گذشته واقف ساخته است. براستی تعاریف و تفاسیر ما از مکتب اهل بیت علیهم السلام و به ویژه نهضت حسین ابن علی (ع) عطش آنها را نسبت به درک "حقایق" فرو می نشاند؟!

عزاداری یک وسیله است و نه هدف ؛ وسیله ای برای بازگویی تعالیم ارزشمند نهضت حسینی. پویایی تعالیم مکتب امامت توسط عالمان دینی می تواند در شیوه و ماهیت عزاداری ها موثر واقع شود و این نهاد را از بی مایگی ، بدعت ها و انحرافات رهایی بخشد. اگر نهاد عزاداری امروز آنچنان که باید و شاید نمی تواند در نسل جدید تحول ایجاد نماید و آنها را تحت تاثیر شایسته و پایدار قرار دهد باید علت آن را در قصور راهنمایان دینی جستجو کرد. متاسفانه امروز بجای آنکه آموزش های ائمه اطهار را در حوزه های فکری ، فلسفی ، اخلاقی و حقوقی برابر با گفتمان روز ارائه دهیم راه آسان را در پیش گرفته و از امام می خواهیم تا مرده زنده کند! آیا تشیع این است؟!!! تشیع یک میراث فکری و فرهنگی عظیم است ، پیام اخلاق و معنویت و روحانیت اسلام است. تفسیر بلند و عرفانی و عاشقانه از خدا و از جهان ، از رابطه خدا با جهان و رابطه انسان با خداست. اخلاق اجتماعی تشیع GOLDEN RULE    است که فقط در تفسیر علوی اسلام می توان آن را یافت : " إجعل نفسک میزانا" فیما بینک و بین غیرک فاحب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها و استقبح من نفسک ما تستقبحه من غیرک "، همان اصلی که امروز مسیحیت آنقدر روی آن تبلیغ می کند و آن را اصل زرین تعلیمات مسیحی می داند و دین شناسان غربی هم بخاطر بی اطلاعی از نسخه علوی اسلام هم آواز با کلیسا می پندارند که آن مختص مسیحیت است و در هیچ آئین و دین دیگری وجود ندارد.

در پایان به دو حدیث اشاره می کنیم :

حدیث مشهوری که به نقل از پیامبر اکرم (ص) در مقدمه صحیح مسلم و بسیاری از مآخذ دیگر حدیث اهل سنت و در مآخذ شیعی آمده است که :

"یحمل هذاالعلم من کل خلف عدول ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تاویل الجاهلین."

 حدیث دیگر از امیرالمومنین علی (ع) به روایت امام زین العابدین در کامل ابن عدی و میزان الاعتدال ذهبی آمده است:

" یوشک أن یأتی علی الناس زمان خراب من الهدی ، فقهاؤهم شرمت ادیم السماء من عندهم خرجت الفتنه و فیهم تعود."

در این دو حدیث سخن از دو گونه زمان و جامعه است ؛ زمانه و جامعه ای که پیرو ارشاد و دانش رهبران دینی و نخبگان صاحب صلاحیت خود است و تعلیمات مذهبی خود را از آنان می گیرد و زمانه و جامعه ای که خود سر است و رهبران و نخبگان خود را نیز به تباهی می کشاند.

بدون شک رسالت راهنمایان دینی در این برهه از زمان که افکار انسان ها در اثر پیشرفت وسایل ارتباطی در معرض بارش شدید ایده ها، افکار ، اطلاعات و اعتقادات گوناگون قرار گرفته است باید بر این تعلق گیرد که با درک صحیح از شرایط زمان و ویژگی های مخاطبان ، مرام نامه "روزآمد" و مبتنی بر "خرد" برای اسلام علوی و حسینی تدوین نمایند.  چنین مرام نامه ای می تواند چشمه جوشانی باشد که به عزاداری ها رونق و غنا بخشیده و از سوی دیگربازار مکاران، غالیان ، قشری گرایان و محترفین را در این عرصه ناکارآمد نماید.     

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

قانون مناقصات و تحدید منابع درآمدی نشریات محلی استان

 

نامه شماره 14/56790  مورخ 17/9/86  مدیر کل دفتر فنی استانداری اردبیل خطاب به دستگاه های اجرایی مبنی بر اعلام اسامی روزنامه های کثیر الانتشار برای درج آگهی مناقصات و استثنا نشریات محلی از مجموعه روزنامه های مذکور، عکس العمل روزنامه نگاران و نشریات محلی استان را برانگیخت. نشریات محلی این حرکت را در راستای تحدید منابع درآمدی خود قلمداد کردند.

به راستی استانداری اردبیل از ارسال مصوبه شماره 130890 مورخ 17/11/83 مجلس شورای اسلامی و ابلاغیه آن طی شماره 67490 مورخ 26/11/83 توسط ریاست جمهور وقت ( در نامه مدیر کل دفتر فنی از مصوبه مجلس به عنوان "ابلاغیه" نام برده شده است که اشتباه است چرا که "تصویب" قانون به عهده مجلس شورای اسلامی و "ابلاغ" آن از وظایف رئیس جمهور است) چه هدفی را دنبال می کند؟ دو پاسخ برای این سوال محتمل است:

1-   استانداری با این اقدام ابتدا به ساکن، به دنبال قطع برخی از منابع درآمدی نشریات محلی است تا بدین ترتیب منتقدین خود را از صحنه خارج نماید.

2-      استانداری اردبیل با هدف شفاف سازی و اطمینان از اطلاع رسانی خوب و کافی در مورد مناقصات به این اقدام دست زده است.

اینجانب با نگاه خوش بینانه احتمال پاسخ اول را مردود دانسته و به تجزیه و تحلیل شکلی و محتوایی پاسخ دوم خواهم پرداخت.

همان طوری که در نامه مدیر کل دفتر فنی استانداری آمده است بند ب ماده 13 قانون برگزاری مناقصات، مناقصه گزار را مکلف ساخته است فراخوان عمومی مناقصه را دو تا سه نوبت در یکی از روزنامه های کثیر الانتشار کشوری یا استان مربوط منتشر کند. این اقدام قانون گزار در راستای جلو گیری از زد و بندها در مناقصات صورت می پذیرد تا همگان با اطلاع از مناقصه ها در صورت واجد شرایط بودن شرکت نمایند. نکته ای که در این قانون محل نزاع است لفظ "روزنامه های  کثیر الانتشار" است. قانون گزار نه در این قانون و نه در سایر قوانین عادی تعریفی از روزنامه های کثیرالانتشار ارایه نداده است.

تنها در قانون مطبوعات ، کلمه مطبوعات به این شرح تعریف شده است:

مطبوعات در این قانون عبارت است از نشریاتی که به طور منظم با نام ثابت و تاریخ و شماره ردیف در زمینه های گوناگون خبری، انتقادی، اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی، کشاورزی، فرهنگی، دینی، علمی، فنی، نظامی، هنری، ورزشی و نظایر اینها منشر می شوند.

استانداری اردبیل با تفسیر "روزنامه های کثیرالانتشار" آن را شامل نشریات سراسری دانسته و نیز از کلمه "روزنامه" مراد قانونگزار را  تفسیر به نشریاتی کرده است که به صورت "روزانه" منتشر می شوند. برای همین از آنجایی که در استان "روزنامه" نداریم نشریات محلی از چاپ آگهی های مناقصات محروم گردیده اند.

در یک تحلیل شکلی باید گفت استانداری در جایگاه تفسیر قانون قرار ندارد تا ابهام موجود در کلمه "روزنامه های کثیرالانتشار" را تفسیر نماید چرا که تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است.

دوم اینکه کلمه "روزنامه" اغلب برای نامیدن مطبوعات به کار می رود . استفاده از کلمه "روزنامه های یومیه " دلیلی بر این مدعاست. 

سه دیگر اینکه چرا چنین برداشتی از بند ب ماده 13 قانون مناقصات در سایر استانها وجود ندارد و نکته چهارم ناظر به نوع تفسیر استانداری است . دوستان ما در دفتر فنی با تفسیر مضیق از " روزنامه های کثیرالانتشار" آن را مصادره به مطلوب نموده اند.

با گذر از تحلیل شکلی ، نگاه محتوایی به موضوع نیز استانداری را به مراد و مطلوب نمی رساند.

با فرض اینکه استانداری به دنبال اطلاع رسانی مناسب از مناقصات است لذا سراغ نشریاتی رفته است که "روزانه" و در " گستره ملی" منتشر می شوند باید گفت خیلی از این نشریات در استان فروشی به مراتب پایین تر از نشریات محلی دارند. فروش برخی از نشریاتی که از سوی استانداری مجاز به درج آگهی های مناقصات تشخیص داده شده اند در استان به 100 نسخه هم نمی رسد!

درست است که هم اکنون در استان "روزنامه " نداریم ولی تعداد نشریات محلی به میزانی است که اغلب روزهای هفته شاهد انتشار یکی از این نشریات هستیم لذا توجیه اینکه نشریات استانی هفتگی منتشر می شوند و فرصت زمانی مناقصات را پوشش نمی دهند سخنی به دور از صواب است.

کوتاه سخن اینکه وقتی دولت نهم توسعه ظرفیت های محلی و منطقه ای را جزو سیاست های خود قرار داده است تا بدین ترتیب فاصله مرکز- پیرامون را کاهش دهد شایسته نیست استانداری اردبیل با چنین اقداماتی ، اندک هوای تنفس را نیز از نشریات دریغ نموده و آنها را در محاق مرگ قرار دهد . امید است استاندار محترم با رفع این تنگنا ،تدابیر دیگری نیز برای استحکام بنیان نشریات محلی اتخاذ نمایند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

 

گفتگوي هيرون مستبد با سيمونيد (2)

معشوق از نگاه مستبدان

 

هيرون: واقعيت اين است كه يك فرد عادي، وقتي معشوق به وي روي خوش نشان داد بدون شك، بي درنگ احساس مي كند كه در سايه مهر و محبت است كه محبوبش تسليم خواسته هايش مي شود و اين حالت برايش فوق العاده مطلوب و مطبوع جلوه مي كند؛ زيرا يك فرد عادي مي داند كه معشوق تسليم هيچ جبر و فشاري نمي شود؛ اما يك فرد مستبد هرگز نمي تواند تصور كند كه كسي نسبت به او محبتي دارد و به او عشق مي ورزد. منظورم را مي فهمي، در واقع مي دانيم كه كساني كه در سايه ترس و وحشت تسليم مي شوند، هر قدر بتوانند وانمود مي كنند كه نسبت به مستبد محبت دارند و به او عشق مي ورزند. وانگهي هيچ كس بيش از آنهايي كه وانمود مي كنند مستبدين را دوست دارند بر سر راه آنان دام نمي گسترند!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

                                  کوتاه، پیرامون سخنان استاندار اردبیل

سخنان جناب آقاي نيكزاد استاندار محترم استان مبني بر اينكه توهين كنندگان به مديران در صورت كانديداتوري در انتخابات رد صلاحيت خواهند شد نه تنها به حل مشكل " توهين به مديران " كمك نخواهد كرد بلكه موجب پيدايش شبهه دخالت استاندار و استانداري در فرايند بررسي صلاحيت كانديداها خواهد شد.

توهين از هر كسي سرزند موجب سرزنش و نكوهش است، خواه مخاطب توهين مدير دولتي باشد يا فردي از افراد معمولي. مبارزه با اين پديده ناپسند اخلاقي و ساير بداخلاقي هايي كه كم و بيش در ادبيات سياسي ما رواج پيدا كرده است مستلزم شيوه هاي بنيادي است كه بدون شك رد صلاحيت در اين راستا نمي تواند روشي منطقي و اساسي باشد.

نگاه اين مطلب بيشتر معطوف به وجهي ديگر از سخنان استاندار محترم است و آن ورود استاندار در موضوع بررسي صلاحيتهاست. از اين سخن استاندار چنين برداشت مي شود كه استاندار از آن اختيار قانوني برخوردار است كه به هيات هاي اجرايي و نظارت امر و نهي نمايد و يا اينكه به عنوان مدعي العموم وارد دعوي شده و تعيين موضوع و مصداق اتهام نمايد. با نگاهي به فرايند قانوني بررسي صلاحيت كانديداها مشخص مي شود كه نقشي با اين عنوان براي استاندار تعيين نشده است تا ايشان با اين قاطعيت به پيش گويي بپردازند. فراتر از اين، استاندار مجري انتخابات است و اين نقش اقتضا مي كند دقت كافي به عمل آيد تا اصل مسلم " بي طرفي استانداري " در برگزاري انتخابات زير سؤال نرود.

صلاحيت نامزدهاي انتخابات مجلس شوراي اسلامي در استان در دو مرحله و توسط هيئت هاي اجرايي و نظارت انجام مي پذيرد.هيئت هاي اجرايي اگر چه با اقدامات فرمانداري ها شكل مي گيرند با اين حال تاكيد قانون بر اين است كه در اين هيئت ها از افراد " معتمد " بهره گرفته شود افرادي كه ايمان، آزادگي و شرافتشان مانع از تسليم شان در برابر فشارهاي بيروني مي شود. از سوي ديگر هر گونه تائيد و رد صلاحيت نامزدها بايد مستند به قانون باشد نه راي و نظر افراد.

شايسته بود استاندار محترم اينگونه طرح موضوع مي كردند كه هيات هاي اجرايي و نظارت، بررسي صلاحيت آن عده از كانديداها را كه به افراد حقيقي و حقوقي ( نه فقط مديران دولتي ) توهين كرده و در نحوه تبليغات، شؤونات قانوني و اسلامي را مراعات نمي كنند دقت بيشتري به عمل آورند.

تاكيد بر مديران دولتي نيز بر اين شبهه دامن مي زند كه استانداري و مجموعه دولت در استان، به دنبال تهديد كساني است كه در ايام انتخابات به انتقاد از اين مجموعه خواهند پرداخت.

 در اين جا فرصت را مغتنم شمرده از نامزدهاي انتخابات مجلس خواهانيم تا براي كسب آرا دنبال " تخطئه و تخريب " مجموعه دولت در استان نباشند هر چند كه " انتقاد " از اين مجموعه حق مسلم همه واز جمله آنهاست. نگاه ملي، ديني و انساني اقتضا مي كند در انتخابات " انصاف " را فراموش نكنيم.

از استاندار محترم نيز انتظار مي رود با توجه به جايگاه رفيع استانداري و شرايط حساس انتخابات، سخنان را سنجيده، در زمان مناسب، با لحن مناسب و با تركيب شايسته به مخاطبين انتقال دهند.         

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

کودکی
 
 
وقتي بزرگ ميشوي ، ديگر خجالت ميكشي به گربه ها سلام كني و براي پرنده هايي كه آوازهاي نقره اي ميخوانند ، دست تكان بدهي
...
خجالت ميكشي دلت شوربزند براي جوجه قمريهايي كه مادرشان برنگشته
 
فكرميكني آبرويت ميرود اگر يكروز مردم ــ همانهايي كه خيلي بزرگ شده اند ــ دلشوره هاي قلبت را ببينند و بتو بخندند
 
وقتي بزرگ ميشوي ، ديگر نميترسي كه نكند فردا صبح خورشيد نيايد ، حتي دلت نميخواهد پشت كوهها سرك بكشي و خانه خورشيد را از نزديك ببيني
 
ديگر دعا نميكني براي آسمان كه دلش گرفته ، حتي آرزو نميكني كاش قدت ميرسيد و اشكهاي آسمان را پاك ميكردي !
 
وقتي بزرگ ميشوي ، قدت كوتاه ميشود ،آسمان بالا ميرود و توديگر دستت به ابرها نميرسد، و برايت مهم نيست كه توي كوچه پس كوچه هاي پشت ابرها ستاره ها چه بازي ميكنند
 
آنها آنقدر دورند كه حتي لبخندشان را هم نمي بيني ، وماه ـ همبازي قديم توـ آنقدر كمرنگ ميشود كه اگر تمام شب راهم دنبالش بگردي ، پيدايش نميكني !
 
وقتي بزرگ ميشوي ، دور قلبت سيم خاردار ميكشي وتمام پروانه ها را بيرون ميكني وهمراه بزرگترهاي ديگر در مراسم تدفين درختها شركت ميكني
 وفاتحه تمام آوازها وپرنده ها را مي خواني !
 
ويكروز يادت مي افتد كه سالهاست تو چشمانت را گم كرده اي ودستانت را در كوچه هاي كودكي جا گذاشته اي !
 
آنروز ديگر خيلي دير شده است ....
فرداي آنروز تو را به خاك ميدهند
و ميگويند :
 

خيلي بزرگ شده بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط محسن حافظی فر  | 

                      اعتراف هاي يك مستبد به زندگي نكبت بار مستبدين!

 

آنچه در ذيل مي خوانيد قسمتي از گفتگوي سيمونيد حكيم و شاعر يوناني قبل از ميلاد مسيح با يكي از فرمانروايان مستبد يونان به نام هيرون است. سيمونيد گفتكوي خود با اين فرمانرواي مستبد را با طرح اين سؤال آغاز ميكند:

" مي دانم كه تو پيشتر يك فرد عادي بودي ولي حالا يك فرمانرواي مستبد هستي؛ بنا بر اين، طبيعي است كه به دليل برخورداري از هر دو موقعيت و آشنايي با آنها، بهتر از من بداني چه تفاوتي بين زندگي، شادي و غم هاي يك مستبد و يك فرد عادي وجود دارد؟"

سيمونيد با زيركي و طرح سؤالاتي چند تلاش دارد تا هيرون به تاريكي ها و مصيبت هاي زندگي يك مستبد اعتراف كند. اين حكيم به مطلوب خود مي رسد و هيرون در باره مصيبت هاي زندگي فردي و اجتماعي يك فرمانرواي مستبد در مقايسه با مردم معمولي به تفصيل سخن مي گويد. يكي از مصيبت هايي كه هيرون به آن اشاره مي كند ديدگاه ديكتاتورها نسبت به افراد لايق، كاردان ، آگاه و شجاع است :

 

شناخت مستبدين از افراد دلير،لايق و درستكار، دست كمي از شناخت مردم عوام از آنان ندارد. اما مستبدين به جاي اينكه اين افراد را تحسين كنند، از آنان در هراسند؛ زيرا افراد دلير و شجاع ممكن است در راه كسب آزادي دست به جسارت هايي بزنند و افراد لايق نيز توطئه چيني و دسيسه  كاري كنند؛ در مورد افراد صديق و درستكار، بايد گفت كه امكان دارد مردم آنان را به عنوان رئيس و رهبر خود به شمار آورند.

 اگر مستبدين به دليل ترس از افراد دلير و لايق، بتوانند آنان را از سر راه خود بردارند و نابودشان كنند، از به كار گماردن افراد عياش، فاسد و نوكر صفت در مناصب حساس مملكتي چه چيزي عايدشان مي شود؟!

مستبدين به جنايت كاران اعتماد دارند زيرا اينان نيز همچون مستبدين، مي دانند كه شهروندان – كه بالاخره روزي از قيد استبداد آزاد مي شوند – به آنان بد گمان هستند و اعتمادي به آنان ندارند.اعتماد يك مستبد به افراد عياش، به خاطر بي بند و باري و فساد اخلاق آنان است. به افراد نوكر صفت به اين دليل اعتماد دارند كه اينان سوداي آزادي را در سر نمي پرورانند و طالب آن نيستند. بنا بر اين، مصيبت ديگري كه پيشتر و در رابطه با مستبدين بيان كردم، در اين نكته نهفته است كه آنان افراد دلير و لايق و درستكار را طرفدار مردم تشخيص داده و لذا ناگزيرند از وجود افراد عياش، فاسد، نوكر صفت و جنايتكار استفاده كنند.

افزون بر آن، ضرورت دارد كه يك مستبد، شخص خودش، شهر و ساكنان شهر خودش را دوست داشته باشد؛ زيرا در غير اين صورت، نه قادر به حفظ و حراست از زندگي خويش است و نه مي تواند خوشبخت باشد. از اين رو، يك مستبد سعي ميكند كه با بهانه قرار دادن خطر كشورهاي بيگانه، خود را حفظ كند. حقيقت اين است كه مستبدين نه از ايجاد جرات و جسارت در افراد مملكت، و نه از مسلح ساختن كامل آنان احساس رضايت و لذت نمي كنند، بلكه از اينكه خطر بيگانگان را ترسناكتر از افراد مملكت كنند، برايشان دلنشين تر است و از وجود آنها به عنوان يك حفاظ استفاده مي كنند.

از طرف ديگر، حتي اگر سال هاي پر خير و بركتي فراواني نعمت به همراه آورند، در اين موقعيت هم يك مستبد در شور و شوق عمومي شركت نمي كند. در حقيقت اگر مردم فقيرتر باشند، ديكتاتور و مستبد مي تواند اميد وار باشد كه اين مردم مطيع تر و قرمانبردارتر باشند.

 

اگر دوست داريد اعتراف هاي ديگري از اين مستبد را بخوانيد لطفا" نظر دهيد تا ادامه داشته باشد.       

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط محسن حافظی فر  |